محمد مهدى ملايرى
190
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بركناد كه ريشهء پارسى بركندى » . در پانويس شمارهء 17 در صفحهء 60 و 61 از سوى مترجم گرانمايه آقاى آذرنوش مطالبى دربارهء حل چند واژه در متن بلاذرى آمده كه انگيزهء اين يادداشت و يادآورى است . آقاى آذرنوش مىآورند : [ 17 . در اصل : ششويه . اين مسئله براى دخويه حلناشده باقى ماند . وى در تعليقات خود بر فتوح البلدان مىگويد كه از دزى تقاضاى حل آن را كرد و او نيز ترجمهء صحيحى به دست نياورد . توجيهات محققان ديگر ( مثلا تجدد ، در ترجمهء الفهرست ، ص 242 ) نيز قانعكننده نيست . من دربارهء همهء اين نظريات با استاد مينوى مشورت كردم . ايشان هيچكدام را نپسنديد . علامه فروزان هم راهحلى نيافت . اما تصور مىكنم دكتر محمد محمدى قضيه را حل كرده باشند . ايشان اولا دريافتند كه « ششويه » تحريف است از « بيستويه » . ثانيا ، احتمال مىدهند كه به قرينهء ايضا ، لفظ « ايدا » كه فارسى است و اصل كلمهء ايضا ، از جمله حذف شده . سپس لفظ « الويد » را به وند - اند اصلاح مىكنند . در نتيجه ، جمله به صورتىكه ما در بالا به كمك دو قلاب اصلاح كردهايم درمىآيد . [ ر ك : محمد محمدى ، المترجمون و النقلة عن الفارسية الى العربية . . . ، بيروت ، 1966 ، ص 44 ؛ هم او ، « نقل ديوان عراق از فارسى به عربى » ، مقالات و بررسيها ، دفتر سوم و چهارم ، 1349 ، ص 1 ] . نگارندهء اين يادداشت ، نه آقاى دكتر محمدى را مىشناسد و نه به كتابش دسترسى داشت تا معلوم گردد كه آيا آقاى دكتر محمدى اشارهاى به كار عربشناس نامى هلندى دخويه ، در مورد حل واژههاى مورد بحث دارد يا نه و آيا راهحل پيشنهادى ايشان منحصر به همان مختصرى كه دكتر آذرنوش نقل كردند ، مىشود يا اينكه مفصلتر از آن است . هرچه هست شباهت زيادى به كار دو دانشمندى دارد كه در 84 سال پيش اين دشواريهاى لغوى را حل نموده بودند . از سوى ديگر بر خلاف راه حل دخويه ، در پيشنهاد آقاى دكتر محمدى ، پسوند ( ويه ) از واژههاى مورد نظر ، مورد بحث قرار نگرفته است . براى